خانه > مسائل و روابط زناشویی, روانشناسی ازدواج و مسائل مربوطه > مشکلات اساسی خانم ها در رابطه ی جنسی

مشکلات اساسی خانم ها در رابطه ی جنسی

مجلات ویژه خانم ها اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد که هیچ کجای دیگر نمی توان یافت. آنها دیدگاهی زنانه را به ما نشان می دهند که اکثر آقایون شناختی از آن ندارند. اینکه خانم ها چطور رفتار و اعمال آقایون را تعبیر می کنند، انتظارات واقعی آنها چیست و خیلی چیزهای دیگر.

هدف سایت مردمان آشنا کردن شما با این بینش جنسی است. مقالات ما برگرفته از نوشته های خانم ها برای خانم هاست، اما با بینشی که برای مردها بسیار باارزش است.

احساسات جنسی او

انکار همسرتان برای هم بستر شدن با شما، هر بار که از او تقاضا می کنید، می تواند دلیلی فراتر از آن سردرد ساختگیش باشد. سایت مردمان به شما کمک می کند با درونی ترین مسائل جنسی خانمتان آشنا شوید تا بتوانید رابطه تان را با او ارتقاء بخشید.

احساس می کنید که نمی خواهید

اگر بگوییم زنان از نظر جنسی موجوداتی بسیار پیچیده هستند، بیراه نگفته ایم. همه می دانند که ارگاسم شدن برای خانم ها خیلی سختتر از آقایون است. در این مقاله می خواهیم به علت این مشکل بپردازیم و به شما نشان دهیم که چطور مثل مردها بتوانید به راحتی از ارگاسم لذت ببرید.

ببینید دقیقاً چه اتفاقی می افتد

فقدان میل جنسی موقتی به این معناست که شما طبیعتاً سکس را دوست دارید اما مدتی است که این میل را در خود نمی بینید. فقدان میل جنسی دراز مدت به این معناست که چند وقتی است که این شور و حرارت در شما از بین رفته است. میل جنسی کم یعنی شما سکس می خواهید اما بدنتان نمی خواهد و از نظر جسمی انگیختگی جنسی مغز را رد میکنید. دستگاه تناسلی شما خشک میماند و حساسیت شما به لمس کردن آن از بین رفته است.

اگر از کاهش میل جنسی رنج می برید، سریعاً به پزشک زنان مراجعه کرده و از او بخواهید یک چک آپ کامل روی شما انجام دهد. علت این مشکل معمولاً جسمی است و به دلایلی مثل جراحی های لگن خاصره مثل بیرون آوردن رحم، بالا بودن فشار خون، کشیدن سیگار، کلسترول بالا، تغییرات هورمونی مثل بچه دار شدن و همچنین استفاده از برخی داروها برمی گردد.

اگر خوب فکر کنید، فقدان میل جنسی موقتی معمولاً از بروز یک اتفاق ناشی میشود. جدا از اتفاقات آشکاری مثل بچه دار شدن، اتفاقات دیگری هم در این زمینه دخیل هستند، مثل استرس، خستگی، مرگ یکی از عزیزان، تنش در رابطه، و هر چیز دیگری که ممکن است باعث ناراحتی شما شده باشد. اگر توانستید آن اتفاق را تشخیص دهید، راه حل مشکل را تقریباً پیدا کرده اید. دلیلش استرس زیاد است؟ به اولویت هایتان دوباره فکر کنید. اگر غصه دار یا عزا دارید، به خودتان زمان بدهید تا بهبود یابید.

اگر یک سال یا بیشتر است که میل جنسی نداشته اید و نمی دانید دلیل آن چه بوده است، آنوقت است که باید بنشینید و یک فکر اساسی کنید. صادق باشید. شاید یکی از مهمترین دلایلی که میل جنسیتان این مدت تحریک نشده این باشد که رابطه تان رابطه ی درستی نیست یا از شریک جنسیتان خوشتان نمی آید. اما خوشبختانه با کمی حرف زدن و آموزش دیدن می توانید این مشکل را به راحتی از میان بردارید.

آیا ناخودآگاه از سکس خودداری می کنید؟

بیشتر وقت ها واقعیت ناراحت کننده تر این است که مشکل شیوه ی شریکتان نیست، بلکه عدم علاقه شما به اوست. بااینکه راه های زیادی برای حرارت بخشیدن به زندگی جنسیتان وجود دارد، اما اگر واقعاً به طرفتان علاقه مند نباشید شاید نتوان کاری کرد. این شما هستید که باید تصمیم بگیرید در آن رابطه عاری از سکس بمانید یا نه.

سکس می تواند ابزار بسیار عالی برای تهییج روابط باشد. اگر همسر شما همیشه عطش جنسی دارد، رد کردن منبع اصلی لذت او، راضیتان می کند. گاهی اوقات –به ویژه وقتی عصبانی هستید—آگاهانه این کار را می کنید. سایر اوقات اگر واقعاً اذیت شده باشید، اینکار به صورت ناخودآگاه انجام می گیرد. مشکلات جنسی معمولاً فقط به خودِ سکس مربوط می شوند و گاهی می تواند نشانه ی این باشند که رابطه چندان مستحکم نیست.

از جنبه مثبتِ قضیه

این هم به همان اندازه متداول و البته به همان اندازه برای زندگی جنسیتان مخرب است: شما خیلی به شریک جنسیتان نزدیک شده اید. سکس در ابتدای رابطه تان با این فرد چطور بوده است؟ اگر خوب بوده و هنوز هم مجذوب آن هستید، باید بدانید که صمیمیت در رابطه باعث عقب راندن شور و اشتیاق جنسی می شود. تعجب کردید نه؟ اما خوب است بدانید که زوج هایی که معمولاً صمیمی ترین و بهترین رابطه عشق و عاشقی را دارند، بدترین زندگی جنسی را دارند. یکی از مهمترین الزامات تداوم یک رابطه جنسی، تازگی است. اگر آنقدر با طرفتان جور شده اید که همه علایق و سلایقتان باهم یکی شده است، مطمئناً رابطه جنسیتان سخت تر خواهد شد. زوج هایی که خیلی به همدیگر نزدیک نمی شوند و همیشه به خود اجازه می دهند که چیزهای تازه را امتحان کنند و دیدگاهی خاص خود را داشته باشند، همیشه زندگی جنسی بهتری باهم خواهند داشت.

چند نکته دیگر:

دلایل پزشکی را بررسی کنید. قبل از هر چیز برای ارزیابی شیوه زندگی، سلامت عمومی، داروها و سطح هورمون ها، یک مشاوره ی کامل پزشکی انجام دهید.
میل جنسی یک تصمیم است. به خودی خود اتفاق نمی افتد، شما باید باعث شوید که اتفاق بیفتد. مسئولیت انگیزش خود را بپذیرید. ببینید چه چیزهایی باعث تحریک شما می شود و چه چیزهایی میلتان را از بین می برد.
حداقل هفته ای یکبار با همسرتان قرار سکس بگذارید. علاوه بر این یک قرار، سه قرار ملاقات دیگر هم باهم در هفته داشته باشید که بدون انجام سکس داخل اتاق کنارهم باشید. این قرار ملاقات ها را در راس اولویت هایتان قرار دهید. وقتی زمانش فرا می رسد با اشتیاق در رابطه شرکت کنید و خواهید دید که شما هم به اندازه ی او لذت خواهید برد.
همسرتان را متهم نکنید. اگر او می خواهد که به فلان شیوه با شما سکس کند، غر نزنید و شکایت نکنید که چرا وقتی نمی خواهید مجبورید کاری را انجام دهید. درعوض همه ی تلاشتان را به کار گیرید که از سکس لذت ببرید، همین!

در سکس ارگاسم نمی شوید

مشکل را بررسی کنید

گاهی ممکن است اصلاً و به هیچ عنوان ارگاسم نشوید و گاهی ممکن است بسیار سخت ارگاسم شوید. مشکل شما کدام است؟

چند نکته:

اطلاعات خود را از بدنتان بیشتر کنید. می توانید از کتاب های آموزشی، به ویژه کتابهایی که درمورد ارگاسم صحبت میکند، استفاده کنید. هرچه اطلاعاتتان درمورد سکس کمتر باشد، اگر زن باشید، ارگاسمتان دشوارتر خواهد بود.
نمی توانید ارگاسم شوید؟ احتمالاً یک مشکل عمیق روانی برای آن وجود دارد. این مشکل می تواند یک تجربه ی زود هنگام باشد که ضربه ی شدیدی بر شما وارد کرده است اما شما آن را به خاطر نمی آورید. گاهی مغز برخی اطلاعات را که تصور می میکند برای ما دردآور است، از ما پنهان میکند. اما فقط مغزتان نیست که می تواند چیزها را به یاد آورد، بدنتان هم می تواند. اگر فکر میکنید اشکالی در کار است اما مطمئن نیستید که آن چیست، یا به طور کل از سکس احساس ناراحتی میکنید، حتماً با یک روانشناس مشورت کنید.
همسرتان توانایی رساندن شما به ارگاسم را ندارد

باید بگویم که تقریباً %77 خانم ها فکر میکنند که شریک جنسیشان نمیتواند آنها را به ارگاسم برساند. حتی آنهایی که این جرات را دارند به طرفشان آموزش دهند که برای ارگاسم شدن آنها چه باید بکنند. اما چرا؟ شاید دلیلش این است که طرفشان نمیتواند به همان مدت طولانی کاری که آنها می گویند را انجام دهد. اما نکته جالب این است که تحقیقات نشان می دهد مردها دوست دارند به آنها بگویید که چه باید بکنند. تنها دلیلی که باعث می شود زود دست از کار بکشند این است که چون ارگاسم خودشان خیلی سریعتر است فکر می کنند که شما هم باید همینطور باشید. باید به آنها بگویید که شاید تا 20 دقیقه هم طول بکشد تا ارگاسم شوید، آنوقت آنها با خیال راحت کارشان را ادامه می دهند.

اگر هنوز هم نمی توانید ارگاسم شوید، می توانم راهکاری به شما معرفی کنم. ابتدا از شریک جنسیتان بخواهید به تحریک سایر قسمت های حساس بدنتان بپردازد. وقتی هر دوی شما بدانید که می توانید ارضاء شوید، فشار روحی وارد بر شما کمتر خواهد شد. هرچه طرفتان بیشتر با روشی که شما برای سکس کردن می پسندید انس بگیرد، کم کم می توانید از طریق سکس با همسرتان به ارگاسم برسید. اجازه بدهید او همه ی تلاشش را برای ارگاسم کردن شما بدون استرس به کار گیرد. سعی کنید روش ها و تکنیک ها جدید را بین خود آزمایش کنید تا ببینید کدام برای شما کارآمدتر است.

چند پیشنهاد:

درمورد سکس مطالعه داشته باشید. کتاب های خوب و مفید بخوانید و از شریک جنسیتان بخواهید که همین کار را بکند.
با گذاشتن نامی دیگر بر سکس مشروع، آن را عملی طبیعی جلوه دهید تا دیگر عملی زشت و ناشایست را در ذهنتان تداعی نکند.
نگران اینکه بقیه چه فکری درموردتان میکنند نباشید. همیشه نگران این هستیم که طرفمان چه فکری درموردمان میکند یا اگر مادرمان بفهمد چه فکری می کند. دست ازاین فکرها بردارید. هروقت دیدید ذهنتان درگیر چنین موضوعاتی می شود با آن مقابله کنید.
دست از خرده گرفتن بر اندامتان بردارید. بله شما کامل نیستید اما هیچ انسان دیگری هم در جهان وجود ندارد که کامل باشد. با این افکار مقابله کنید. مثل مردها رفتار کنید: وقتی جلوی آینه می ایستید به جای متمرکز شدن روی نقاط ضعفتان، به نقاط مثبتتان بیندیشید.
گذشته ی جنسی خود را بررسی کنید. چه پیامهایی درمورد سکس از والدینتان دریافت کرده اید؟ چه تجربیات دیگری در گذشته داشته اید که امروز بر شما تاثیر گذاشته باشد؟ با یک دوست مطمئن صحبت کنید. با شریک جنسیتان صحبت کنید. و اگر با هیچکدام از اینها دوست نداشتید، با یک متخصص روانشناس مشورت کنید.
موقع سکس کردن، فقط به لحظه حال توجه داشته باشید. روی احساسات آن زمان خود متمرکز شوید. اگر فکر میکنید که ذهنتان به سمت افکار منفی می رود—یا حتی به سراغ کارهایی که باید انجام دهید—به سرعت این افکار را پس بزنید. حتی نباید تمرکزتان بر ارگاسم باشد. فقط باید از آنچه در همان لحظه اتفاق می افتد لذت ببرید.

  1. اميرحسين
    اوت 31, 2010 در 4:23 ق.ظ. | #1

    چرارابطه ي جنسي بيشترموقع ها يك طرفه

  2. asal
    سپتامبر 8, 2010 در 4:54 ق.ظ. | #2

    یک طرفه بودن این رابطه به دلیل اینه که دخترا هم خجالتی تر از پسرها هستند هم با انجام رابطه از طرف دختر در او احساس تحقیر شدن به وجود می اید اگر میخوای این رابطه دو طرفه باشه باید هم به طرفت عشق بورزی هم بهش بفهمونی که اون با برقراری رابطه دو طرفه نه تنهاپیشت تحقیر نمیشه بلکه عزیزم میشه موفق باشی

  3. امير حسين
    سپتامبر 22, 2010 در 1:20 ب.ظ. | #3

    نه شرمنده حرفتو قبول ندارم .قانع نشدم وقتي رابطه برقرار ميكني بدون همه چيز توش هست اگه ميتوني جواب ديگه اي بنويس ميتوني ها چون جنس مخالفي

  4. ش.م
    اکتبر 9, 2010 در 11:04 ق.ظ. | #4

    در كودكي به من تجاز شده به وسيله نزديكانم حالا با شوهرم مشكل دارم فكر ميكنم همه مردها مثل هم هستند

  5. امير حسين
    اکتبر 9, 2010 در 1:00 ب.ظ. | #5

    ش.م اشتباه ازخودت بوده.چراعاقل كند كاري …يوسف غم نخور

  6. mahboob
    نوامبر 4, 2010 در 12:02 ب.ظ. | #6

    ش.م زنرګی زیباست.زیبا ببین.فرصت به خودت وبه همسرت بده.

  7. اميرحسين
    نوامبر 10, 2010 در 5:38 ق.ظ. | #7

    چرارابطه جنسي بيشترموقع ها يك طرفه؟كسي نيست يك نظري بده

  8. آرش
    نوامبر 10, 2010 در 11:00 ق.ظ. | #8

    خانوم ش.م بهترین کاری که می توان انجام داد مراجعه به یک روانشناس معتبر است.مراجعه به روانشناس در فرهنگ ما جا نیافتاده و مردم فکر می کنند که دیوانه ها به روانشناس مراجعه می کنند.ولی اصلا این طور نیست.اکثر غربی ها به اندازه مو های سرشان به روانشناس مراجعه نموده اند.من خودم تا حالا بار ها به روانشناس مراجعه نموده ام و خیلی تاثیر داشته.من می توانم یکی از بهترین روانشناس ها رو ها جزو 4 نفری است که روی مسایل جنسی در ایران تحقیقات گسترده انجام داده معرفی کنم.خانم احمدوند بسیار بسیار در این کار خبره اند و مطمئن باشید از مراجعه خود پشیمان نمی شوید.شماره تلفن دفتر خانوم احمد وند 22937039 و 22954683 است «مرکز مشاوره و روانشناسی ارمغان» .مکانش هم واقع در خیابان پاسداران.گلستان پنجم میدان هروی است.وقتی رفتید پیشش کلا نظرتون نسبت به دنیا تغییر می کند.کلا تخصص این خانوم مسایل جنسی است.لازم به ذکر است که این خانوم روانشناس هستند نه روانپزشک.یعنی بدون دارو و فقط با حرف و روش های صحبت کردن درمان می کنند.

    شاد باشید

  9. آرش
    نوامبر 10, 2010 در 12:14 ب.ظ. | #9

    در جواب آقای امیر حسین هم من نظر خانوم asal را تایید می کنم.من خجالت کشیدن و ترس از تحقیر شدن را به عینه دیدم.متاسفانه من تصمیم گرفتم صبر کنم و تلاش کنم که درست شود.ولی یک پروسه خیلی طولانی شد و در آخر خانوم تصمیم به رابطه دو طرفه گرفتند و کلی رابطه جنسی اش گرم تر شد و کلی کار های جدید صورت گرفت ولی من به خاطر تلاش خیلی زیادی که برای این کار صورت داده بودم ، تقریبا خسته شده بودم و به دلیل پیشینه رابطه جنسی ضعیفی که با خانوم داشتم نتونستم از رابطه لذت ببرم و آخرشم کار به جدایی رسید.پس به همه می گم اگر خودتون را آدم صبوری نمی دانید بیخودی لازم نیست نقش سوپر من را بازی کنید.چون آخرش ضرر می کنید مثل من!

  10. امیر حسین
    نوامبر 10, 2010 در 4:16 ب.ظ. | #10

    نه نظرتو قبول ندارم ارش .سعی کن منطقی فکرکنی نه احساسی .خب

  11. آرش
    نوامبر 10, 2010 در 8:11 ب.ظ. | #11

    سلام امیر حسین جان.فکر کنم منظورتون رو درست متوجه نشدم،فکر کنم منظور شما این است که چرا اصلا دختر ها با پسر ها دوست شوند که بعدا کار به رابطه یکطرفه بکشد:

    ببینید ما سنت و پیشینه بسیار زیاد و قدرتمندی داریم که امروزه با نام فرهنگ از اون یاد می شود و مسلما با دین و عقاید مردم ما گره خورده است.در سنت ما حیا و خجالت برای خانوم ها ارزش شمرده می شود.اصولا با توجه به دیرینه ی بسیار زیادی که این سنت دارد از هر لحاظ باید بی نقص باشد و همین طور هم هست.یعنی شما در سنت ما کوچکترین تضادی نخواهید یافت لذا طی این ارزش خانوم ها در خانه به انتظار خواستگار می نشینند و خانواده ها نقشی اساسی در ازدواج ایفا می کنند.دختر ها و پسر ها قبل از ازدواج رابطه ی چندانی با هم ندارند و همه چیز بعد از ازدواج و طی مراسمی به اسم خواستگاری و نامزدی آغاز می شود.بنابراین اگر کسی بخواهد طبق سنت عمل کند کوچکترین مشکلی نخواهد داشت.

    قضیه از اون جا شروع می شود که ما طی ارتباطات با فرهنگ های خارج از کشورمان آشنا شدیم و بزرگترین اختلافی که در همان اول خودنمایی می کرد روابط دختر ها با پسر ها بود.به عبارتی فرهنگ های خارجی 180 درجه کامل با فرهنگ ما در تضاد بودند.از آنجا که کشور های فوق بسیار پیشرفته تر و قدرتمند تر از ما بودند تصور بر آن شد که «ممکن» است فرهنگ آن کشور ها بهتر از فرهنگ قدیمی ما باشد.که این مساله ممکن است به دلایل زیر باشد:

    1- سن ازدواج در فرهنگ غنی و دیرینه ی ما برای خانوم ها به 15 و پسر ها به 22 می رسید . حتما ضرب المثل «دختر که رسید به بیست باید به حالش گریست » را شنیده اید.این در حالی است که با توجه به اوضاع بسیار نابسامان اقتصادی کشور به یکباره سن ازدواج به میزان حدودا 10 سال افزایش داشت و در این وسط یک خلا بسیار بزرگ جنسی که در اوج جوانی یعنی همان 10 سال به شدت خودنمایی می کند ، حس شد

    2- بسیاری از خانوم ها از اینکه باید منتظر خواستگار می شدند ناراضی بودند چرا که این موضوع تا حد زیادی به شانسشان وابسطه بود لذا تصمیم گرفتند که خود دست به کار شوند و همچنین دخترانی که خانواده آن ها مناسب نبودند به آتش خانواده خود می سوختند و نمی توانستند کیس مناسبی پیدا کنند

    و دلایل دیگر…

    مشکل اصلی از آنجا شروع شد که عده ای از دختران و پسر ها به دلایل فوق تصمیم به پیروی از فرهنگ های خارجی گرفتند.ولی در این میان دختران نتوانستند چیزی را که از دوران کودکی به عنوان ارزش می دانستند را کنار بگذارند و آن ارزش همان «حیا و خجالتی بودن بود».در واقع دوستی دختر و پسر به شیوه ی بیگانه وارد فرهنگ ما شد ولی از فیلتر این ارزش عبور کرده و تغییر یافت و به اصطلاح «بومی سازی شد».فرهنگ بیگانه نیز تقریبا به اندازه ی فرهنگ غنی ما بی نقص و کامل بود ولی هنگامی که از این فیلتر عبور کرد کاملا تغییر یافت و به چیزی تبدیل شد که امروزه با نام «معضل جوانان» می شناسند.از یک طرف گروه پسران قرار داشتند که به شدت بر تبعیت از فرهنگ بیگانه تاکید داشتند و از طرف دیگر گروه دختران در مقابلشان ایستادگی کردند و به هیچ وجه حاضر به تبعیت کامل از فرهنگ بیگانه و کنار گذاشتن ارزش حیا و خجالت نشدند.

    وقتی دو طرف به این شدت سردرگم شدند معنای کلمه ی «حق» گم شد.کسی نمی دانست که دیگر «حق» با کدام گروه هست چراکه هر دو طرف دلایل خود را داشتند.هنگامی که فشار زیاد شد و قضیه باز هم بالا گرفت دیگر «اعتماد» ، «امنیت» ، «احترام» از بین رفت و جای خود را به «کلاهبرداری» ، «سوء استفاده» و «توهین» داد و نتیجه اش همان شد که می بینید.

    امیدوارم توانسته باشم پاسخ مناسب بدهم
    ارادتمند شما

  12. آرش
    نوامبر 10, 2010 در 10:17 ب.ظ. | #12

    راستش امشب فکر کنم آخرین شبیست که در خدمتتون هستم . از فردا به دلیل مشغله دیگر نمی توانم به اینجا سر بزنم.شاید چند ماه دیگر برگشتم.برای همین متاسفانه آقای امیر حسین فکر نکنم بتوانم بحث با شما را ادامه دهم و از این بابت عذرخواهی می کنم.فقط یک پیشنهاد کوچک را به همه می کنم و خواهش می کنم که پذیرا باشید.
    گمان کنم آنقدر که در سایت های با این مضمون افراد به هم توهین می کنند و با هم بد حرف می زنند در کل دنیا بی نظیر باشد.درست است که ممکنه نظر افراد با شما متفاوت باشد ولی به هیچ وجه دلیل نمی شود که شما اجازه توهین به آن ها و بلعکس را داشته باشید.

    شاد باشید

  13. آرش
    نوامبر 10, 2010 در 10:21 ب.ظ. | #13

    راستی احتمالا تا قبل از عید نوروز یک سایت در مورد «مهاجرت به کانادا» با دامنه ica.im تاسیس خواهم کرد.خوشحال می شوم که به من هم سر بزنید و با نظرات ارزشمندتان مرا همراهی نمایید

  14. اميرحسين
    نوامبر 12, 2010 در 7:48 ق.ظ. | #14

    ارش خوب نوشتي ولي جواب من نبود.دختراچي نظرخاصي ندارن؟؟؟؟؟؟

  15. اميرحسين
    نوامبر 19, 2010 در 6:33 ق.ظ. | #15

    بعدچندوقت هنوزهيچكس نظرنداده !!!!!!!!

  16. بيتا
    نوامبر 22, 2010 در 3:11 ب.ظ. | #16

    بد نيست

  17. بيتا
    نوامبر 22, 2010 در 3:12 ب.ظ. | #17

    عزيزان!
    اينهمه باهم كلكل نكنيد.
    زشته ماايروني هستيم مثلا

  18. بيتا
    نوامبر 22, 2010 در 3:13 ب.ظ. | #18

    پيشنهاد ميدم براي پيداكردن سوالاتون به ايران سلامت سر بزنيد
    قربون شما

  19. sky.tiny
    دسامبر 8, 2010 در 3:31 ب.ظ. | #19

    رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم
    تا دوست را به ياري نخوانيم،
    براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند
    طعم توفيق را مي چشاند
    و چه تلخ است لذت را «تنها» بردن
    و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
    و چه بدبختي آزاردهنده اي ست «تنها» خوشبخت بودن
    در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است
    در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند
    ياد «تنهايي» را در سرت زنده ميكند
    «تنها» خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است
    » تنها» بودن ، بودني به نيمه است
    و من براي نخستين بار در هستي ام رنج «تنهايي» را احساس کردم

  20. sky.tiny
    دسامبر 8, 2010 در 3:32 ب.ظ. | #20

    روزي از روزها شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد
    اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم
    تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ،
    نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه
    پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ،
    افتاده باشم و جان داده باشم

  21. دسامبر 24, 2010 در 6:49 ب.ظ. | #21

    من اگه بادختر باشم میکنم تا شبه حجله خودم

  22. لیلا
    دسامبر 25, 2010 در 5:42 ب.ظ. | #22

    سلام امیر حسین . منظورت از یه طرفه بودن رابطه دقیقا چیه؟ اینکه طرفت به اندازه ی تو لذت نمیبره؟

  23. اميرحسين
    دسامبر 30, 2010 در 2:50 ق.ظ. | #23

    توهمين مايه هاكه گفتي ليلا.ميتوني نظري بدي ليلا؟ممنون ميشم

  24. A girl
    ژانویه 6, 2011 در 2:47 ب.ظ. | #24

    Amir-hosein tahghighat neshoon dade ke khanooma 4barabare aghayoon lezzat jensi mibaran. kheyli az talagha poshte bahoonehaye mokhtalefi ke zana miaran dalilesh ine ke khanoome az zendegie jensish razi nist.

    kheyl az dokhtara, hatta too javame’e gharbi neshoon nemidan ke cheghad az ravabete jensi lezzat mibaran chon too zehne ma nahadine shode ke ma in haghgho nadarim ya inke kare kasifie.

    man nemidoonam shoma cheghad ba tarafet pish miri vali age cheshash bastast oon moghe o az khodesh seda darmiare bedoon ke oonam lezzat mibare hatta age nage mostaghim.

    azash bepors ke chikara doos dare, say kon khejalatesh too in harfa berize, barash mese ye doost bash, kheyli az dokhtara ta be andazeye kafi ehsase samimiat o amniat nakonan NEMITOONAN az rabeteye jensishoon lezzat bebaran va hata momkene haleshoono badtar kone!

    behesh nazdik bash o in etminano behesh bede ke be khatere khodeshe ke doosesh dari na badanesh, oonvaght oonam be meyle jensish ejazeye rahayi mide.

  25. اميرحسين
    ژانویه 6, 2011 در 8:17 ب.ظ. | #25

    خوب بودهم راحل گفتي هم پيشنهاددادي.بازم جواب من نبودولي ازبقيه بهتربود.حالابپردازيم به متنت=اول گفتي خانوم هابيشترازاقايون لذت ميبرن قبول البته بشرطي!من اين حرفوبخش سكس مقعدي گفتم.دوم بحث طلاق كه بيخيال اگه خواسته باشم بگم خيلي ميشه.سوم حتما توي يك رابطه بايداحساس عاطفه دوستي…باشه كه بعضي اوقات متاسفانه نيست چراشونميدونم؟؟؟؟؟؟؟.
    امااين مطلبي كه A girlنوشته فقط فقط به درد زن وشوهري ميخوره نه براي بي اف وزيدچون عاقبتش جز بدبختي چيزي ديگي نيست خودتون بقيشوميدونين ديگه…

  26. اميرحسين
    ژانویه 6, 2011 در 9:23 ب.ظ. | #26

    اول از اوناي كه سوال من جواب دادن ممنون البته منم سوالمو خيلي باز نكردم.اگه اشتباه نكرده باشم اين سوالوشهريورنوشته بودحه خودم يادم رفته بودچراپرسيدم.

    به نظرمن توي جامعه ما چندين ادم وجودداره.حالابعضي ها=زوجاي هستن كه ازدواج كردن وتوي زندگيشون درموردرابطه ي جنسي شون براي هم هيچ كم وكسري نميزارن.بعضي هاازدواج كردن زن خيلي پايه ولي مردنه.بعضي ازدواج ها مردپايه ولي زن منفي…..حالا نتيجه به نظرمن افرادي كه يازوجاي كه توي رابطه ي جنسي براي هم هيچ كم كسري نميزارن خيلي موفق ترتوي زندگي شون حالا چون من مردم از ديدگاه مردميگم توزندگيم هيچ كمي رو احساس نميكنم پس طبيعتا به خاطرضعف تو رابطه دنبال اين اون راه نميفتم….اگه تااينجاداخل حرفام اشتباهي هست بظربدين اصلاحش كنيد.

    حالا بي رودربايسي ميگم همه ي شمافيلم سكس خاري ايروني ديدين.فرق اوناباماچيه؟؟ اوناقشنگ سكس شونو انجام ميدن حالشون ميكنن به اون لذت دست پيداميكنن ولي باز ماچرا…
    هم ديدم هم شنيدم هم ميگم=ايراني هابابدبختي باطرف حال ميكني باالتماس درخواست(البته شامل دسته كمي نميشه كه خوبن)حالاازاخراون كيه كه بدهكارميشه؟مرد.اون كيه كه بدبختياشوميكشه ؟مرد.ودست اخرمشخص ميشه كه اين رابطه كاملايك طرفه بوده حالابگين واقعاچرا؟؟؟.اگرهم بازجاي اشتباه نوشتم اصلاح كنيد.فقط متن منو در مورد زن شوهري حساب كنيد.نه بي اف زيد. ممنون

  27. M.A
    ژانویه 6, 2011 در 10:43 ب.ظ. | #27

    عالی بود.100بوس به لیلاوامیرحسین وبقیه.

  28. A girl
    ژانویه 14, 2011 در 8:39 ب.ظ. | #28

    man nafahmidam ke chera faghat vase zan o shoharie, lazem nist ke ba doostet sex-e kamel anjam bedi, faghat age dokhool soorat begire natijash badbakhtie vali mitoonin enghad hamdigaro tahrik konin ke be orgasm beresin.

    man nemifahmam az che nazar mard bedehkar mishe??? ya’ni chejoori mishe ke migi bedehkar mishe, khob har 2taraf daran halesho mibaran dige, mage dokhtare dare chizi gharz mide ke pesare bedehkar she!

  29. اميرحسين
    ژانویه 15, 2011 در 10:09 ب.ظ. | #29

    سلام؟!
    من واسه ي اين ميگم از نظر زن و شوهري حساب كنيد كه زن و مرد توي زندگي شون براي هم ديگه دل مي سوزونند. ولي اگه خواسته باشين از لحاظ بي اف و جي اف حساب كني اولا بحث جدا بعدشم به خودشون نيستن وبراي اونا مهم نيست چه پسر چه دختر بهتر توي سايت 40gis يه سر بزني.؟

    ببين دختردوست داره به ارگاسم برسه هميشه ولي دوست نداره سكس داشته باشه.
    دفعه بعدسنت بگو.بي زحمت فارسي بنويس.ممنون

  30. مصطفی
    آوریل 3, 2011 در 5:37 ب.ظ. | #30

    سلام چرا شهوت جنسی در سن جوانی بیشتر است؟؟؟

  31. مهدی
    مه 27, 2011 در 3:03 ق.ظ. | #31

    جرادخترها از پشت میدن مگه براشون لذتی داره

  32. تيله
    مه 3, 2012 در 2:35 ب.ظ. | #32

    مقاله جالبى بود اما من يه سوال بزرگ دارم كه مدت هاست به دليل اينكه روم نميشه از پزشك بپرسم و كتاب بگيرم از جوابش عاجزم.
    من ٢٧ سال دارم و از سنى كه ميل جنسي پيدا كردم(١١،١٢)سالگي كم و بيش خود ارضايي كردم و اصلًا نميدونستم كه چه مضراتي داره. من از ١٩ سالگي سكس كامل رو تجربه كردم و شديداً از دخول لذت ميبرم اما هرگز به نقطه اوج نميرسم با دخول . و بايد حتماً با دست خودم و با فشار زياد و خيلى سريع اينكار رو بكنم تا به ارگاسم برسم. حالا سوال من اينه كه آيا بخاطر عادت به خودارضايى اينطور شده ام يا اينكه جزء كسايى ام كه فقط از كليتوريوس ارضا ميشن و تا ابد بايد اينطور باشه؟!
    ضمناً من تا حالا ٢،٣شريك جنسى داشته ام كه همه از نظر قواى جنسي سالم و كامل بوده اند اما باز مشكل همچنان از منه…
    لطفاً منو راهنمايى كنيد . با تشكر.

  33. اميرحسين
    مه 25, 2012 در 12:13 ب.ظ. | #33

    تيله جان بعضيا ميگن تاثير دار بعضيا ميگن نه………………..ببين ارضا به نظر من يك عادت ربطي به ارگاسم نداره…………….اگه يه وقتي سايت اومدي پيغام بزار تا يه بهت بگم چيكار كن……

  1. سپتامبر 26, 2009 در 5:14 ب.ظ. | #1

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.